چگونه بشکنم ثانیه های سنگین دوری را
چگونه بشکافم فاصله های تمام نشدنی جدایی را
به وسعت ندیدن نگاهت خسته ام طاقت دوری ندارم

چگونه بشکافم فاصله های تمام نشدنی جدایی را
به وسعت ندیدن نگاهت خسته ام طاقت دوری ندارم

من عاشق کسی شدم که صد تا خاطر خواه داره...
ارسال شده 01-27-2011 در 08:54 54 توسط ehsas
دست گذاشتم رو یکی که یک قشون خاطر خواشن
همشون هنر دارن یا شاعرن یا نقاشن
یا که پشت پنجرش با گریه گیتار میزنن
یا که مجنون می شن و تو کوچه ها جار میزنن
دست گذاشتم رو یکی که عاشقم نمیدونست
سر بودم از خیلی ها و لایقم نمیدونست
دست گذاشتم رو یکی که همه دور و برشن
مردشن،دیوونشن،مجنونشن،پرپ رشن
دست گذاشتم رو یکی که عاشقاش زیادی اند
همه جورشو دارن هم عجیبن هم عادی ان
دست گذاشتم رو یکی که نه سفیده نه سیاه
ظاهرش گندمیه به چشم ماها کیمیا
دست گذاشتم رو یکی که داشتنش خوابه هنوز
کمترین شاگرد چشماش خود مهتابه هنوز
دست گذاشتم رو یکی که کارش ساختنه
سرنوشت هر کسی که اونو می خواد باختنه
دست گذاشتم رو یکی که اون منو دوست نداره
من تو پائیـــزم و اون اهل یه جا تو بهاره
دست گذاشتم رو یکی که شعرام و گوش میکنه
تا آخرین بیت و میخونه و فراموش میکنه
دست گذاشتم رو یکی که کهکشون قایقشه
انقدر دوسش دارن،هر کی خوبه عاشقشه
دست گذاشتم رو یکی که خندش هم نفس داره
تو تموم نقشه های خوب دنیا دست داره
دست گذاشتم رو یکی، ما رو چه به فرشته ها
برو شاعر تو بمون و عشق و دست نوشته ها
دست گذاشتم رو یکی که از تو خندش میگیره
.. اینا رو دلم میگه،میگه و بعدش میمیره

تعداد نظرات 1
نظرات
-
ارسال شده 02-01-2011 در 12:20 20 توسط Sarboland







































































