تنهایی
ارسال شده 02-17-2009 در 11:12 12 توسط aboalisinab
بروزرسانی شده 02-17-2009 در 11:22 22 توسط aboalisinab
بروزرسانی شده 02-17-2009 در 11:22 22 توسط aboalisinab
هر چند تا دوست و همدم هم که داشته باشی بازم تنهایی . یه لحظه هایی هست که هیچی و هیچ کس پرش نمی کنه . یه ترسایی هست که تمومی نداره . یه ارزو هایی هست که خیلی دوره انگار اگه تا قله ی قاف هم که بری بازم نمی رسی یه اشک هایی هست که کسی نمی تونه پاکش کنه یه درد هایی هست که کسی نمی تونه درمونش کنه یه حسرت هایی هست که تو دلت می مونه و می پوسه ...
ولی یه خدایی هم هست
((در همین نزدیکی
لای این شب بو ها
پای آن کاج بلند ... ))
خدا از رگ گردن به ما نزدیک تره اگه این حقیقت و باور کنیم دیگه نمی ترسیم دیگه نا امید نمی شیم دیگه دنیا رو یه قانون حکمت امیز می بینیم و هر پرنده و گل و درخت و باد و سایه و رود و دریا برامون نشونه می شه . می بینیم که همه چیز زنده ان حرف می زنن و فکر می کنن همه می خوان به ما کمک کنن که بهتر باشیم و بهتر بشیم
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد
ارزو هات و محکم بچسب حتی نوشته منم یه نشونه است !
ولی یه خدایی هم هست
((در همین نزدیکی
لای این شب بو ها
پای آن کاج بلند ... ))
خدا از رگ گردن به ما نزدیک تره اگه این حقیقت و باور کنیم دیگه نمی ترسیم دیگه نا امید نمی شیم دیگه دنیا رو یه قانون حکمت امیز می بینیم و هر پرنده و گل و درخت و باد و سایه و رود و دریا برامون نشونه می شه . می بینیم که همه چیز زنده ان حرف می زنن و فکر می کنن همه می خوان به ما کمک کنن که بهتر باشیم و بهتر بشیم
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد
ارزو هات و محکم بچسب حتی نوشته منم یه نشونه است !

تعداد نظرات 0



































































