آخرين مطالب ارسالي سايت

بازگشت   Forum98 > وبلاگ ها
ثبت نام وبلاگ ها راهنما تقویم جستجو ارسالهاي امروز نشانه گذاري انجمن ها به عنوان خوانده شده
آپلود سنتر بازهای آنلاین فال حافظ فروشگاه خروجی سایت نقشه سایت آپلود سنتر فایل

قدیمی

تامل

ارسال شده 03-07-2009 در 11:50 50 توسط aboalisinab

این عکس خوشگل چه حسی به شما می ده ؟



aboalisinab آواتار ها
کاربر افتخاری
ارسال شده در دلتنگی های من
نمایش ها 534 نظرات 0 aboalisinab آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

آیا شیطان وجود دارد؟

ارسال شده 02-19-2009 در 12:44 44 توسط aboalisinab

آیا شیطان وجود دارد؟

و آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را
...
aboalisinab آواتار ها
کاربر افتخاری
ارسال شده در قطعه ای از یک نوشته
نمایش ها 412 نظرات 2 aboalisinab آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

شهرما خاله ما؟؟؟

ارسال شده 02-19-2009 در 12:16 16 توسط aboalisinab

چند وقت پیش با بچه ها رفته بودیم پارک همینجوری نشسته بودیم روی یه نیمکت چندتا بچه هم داشتن اونطرف بازی می کردن منم که عاشق بچه ها هستم رفتم جلو چند تا شکلات بهشون دادم چنددقیقه بعد دیدم بچه ها دارن میان طرفم گفتم ایول حتما اومدن تشکر کنن بچه ها یکی یکی اومدن وایسادن کنارم بعد همه با هم گفتن سلام عمو .منم داشتم از ذوق می مردم گفتم سلام خوشگلا چیه بازم شکلات می خوایید الان میرم می خرم یه دفعه یکیشون گفت نه عمو اومدیم آشغالای شکلاتو بهت بدیم آخه سارا جون گفته تو پارک آشغال نریزید بعد یکی...
aboalisinab آواتار ها
کاربر افتخاری
ارسال شده در دلتنگی های من
نمایش ها 295 نظرات 0 aboalisinab آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی
امتیازات : 3 رأی , میانگین 4.33

تنهایی

ارسال شده 02-17-2009 در 11:12 12 توسط aboalisinab
بروزرسانی شده 02-17-2009 در 11:22 22 توسط aboalisinab

هر چند تا دوست و همدم هم که داشته باشی بازم تنهایی . یه لحظه هایی هست که هیچی و هیچ کس پرش نمی کنه . یه ترسایی هست که تمومی نداره . یه ارزو هایی هست که خیلی دوره انگار اگه تا قله ی قاف هم که بری بازم نمی رسی یه اشک هایی هست که کسی نمی تونه پاکش کنه یه درد هایی هست که کسی نمی تونه درمونش کنه یه حسرت هایی هست که تو دلت می مونه و می پوسه ...
ولی یه خدایی هم هست
((در همین نزدیکی
لای این شب بو ها
پای آن کاج بلند ... ))
خدا از رگ گردن به ما نزدیک
...
aboalisinab آواتار ها
کاربر افتخاری
ارسال شده در دلتنگی های من
نمایش ها 1215 نظرات 0 aboalisinab آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
قدیمی

شروع یک دلتنگی

ارسال شده 02-17-2009 در 11:03 03 توسط aboalisinab
بروزرسانی شده 02-17-2009 در 11:22 22 توسط aboalisinab

وقتی یه جا شروع می کنی به نوشتن اولش باید چی بگی ؟
همیشه اشنایی ها برام سخت بوده به قول یک دوست : (( شروع مشکله ادامه مشکل تر و پایان سخت ))
پس بی مقدمه اغاز می کنم مثل شروع ناگهانی یک داستان ...
امیدوارم خوشتون بیاد .
aboalisinab آواتار ها
کاربر افتخاری
ارسال شده در دلتنگی های من
نمایش ها 559 نظرات 0 aboalisinab آنلاین نیست. ویرایش برچسب ها
Automatic Translations Powered by Powered by Google
Afrikaans Albanian Arabic Belarusian Bulgarian Catalan Chinese Croatian Czech Danish Dutch English Estonian Filipino Finnish French Galician German Greek Hindi Hungarian Icelandic Indonesian Irish Italian Japanese Korean Latvian Lithuanian Macedonian Malay Maltese Norwegian Persian Polish Portuguese Romanian Russian Serbian Slovak Slovenian Spanish Swahili Swedish Taiwanese Thai Turkish Ukrainian Vietnamese Welsh Yiddish

اکنون ساعت 11:29 29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.


Translations by vB Enterprise Translator 2.3.10
Powered by vBulletin® Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2012, vBulletin Solutions, Inc.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.0
Copyright © 2008 - 2012 , Forum , All Rights Reserved